تحلیل بلاغی آیه ۴۴ سوره هود

در این مختصر محسنات و صنعات لفظی این آیه رو بیان میکنیم تا ذهنمان به آنچه در سخن خداوند میخوانیم بهتر و قشنگتر بفهمیم و لذت ببریم از آنچه که باور داریم.

(وَقِيلَ يَا أَرْضُ ابْلَعِي مَاءَكِ وَيَا سَمَاءُ أَقْلِعِي وَغِيضَ الْمَاءُ وَقُضِيَ الْأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ  وَقِيلَ بُعْدًا لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ) «سوره مبارکه هود آیه ۴۴»

و گفته شد: «ای زمین، آبت را فرو بر! و ای آسمان، خودداری کن! و آب فرو نشست و کار پایان یافت و (کشتی) بر (دامنه کوه) جودی، پهلو گرفت؛ و (در این هنگام،) گفته شد:» دور باد قوم ستمگر (از سعادت و نجات و رحمت خدا!)»

نکاتی درباره آیه سوره هود:

از رسا ترین و بلیغ ترین آیات قرآن  که از عصر پیامبر تا کنون سخن شناسان و ادیبان را  به تحسین و تعجب واداشته است  این آیه است و کسانی که فکر مبارزه  با قرآن با آوردن کلام مانند آن بودند به این آیه رسیده اند از کار خود صرف نظر کرده اند در روایات آمده  است که کشتی نوح شش ماه در آب بود و سرزمین مکه  و حجاز را سیر کرد  تا سرانجام به فرمان خداوند آب فرو نشست و امام صادق علیه ال

عناناناع

فرمودند:روزی که کشتی نوح بر کوه نشست در روز نوروز بوده است.

این آیه با کلماتی موجز است و در عین حال رسا و گیرا و با زیبایی تمام سرانجام طوفان  نوح را ترسیم می کند گویا خواننده خود را در صحنه حضور داشته است .هرچند آیات قرآن از نظر فصاحت و بلاغت در حد اعجاز هستند.

در این آیه ۱۷ کلمه دارد که ۲۱ نوع از محسنات بدیعی با آرایی ادبی به کار رفته است.

همانگونه که در ترجمه ملاحظه فرمودید تمام فعل ها به صورت مجهول ذکر شده و فاعل آن ذکر نشده است به گوینده مشخص نشده است، این به خاطر تعظیم است چون معلوم است گوینده خداوند است جز او نمی‌تواند چنین فرمان‌هایی را خطاب به زمین و آسمان صادر کند.

اکنون ما در اینجا از میان انواع صنایع بدیعی که در قران وجود دارد. به۶ نوع آن به عنوان نمونه اشاره می‌کنیم.

۱-تجنیس:تجنیس یا جناس عبارت است آوردن دو کلمه مشابه در یک جمله که هرکدام معنای خاصی داشته باشد ،جناس انواعی دارد از قبیل :جناس تام،ملفق،تغایر مشابه تصحیف که در این جا  می توانیم  ابلعی و اقلعی  که  در آن (لعی) در دوتا فعل مشابه است  را نام ببریم.

۲-التفات:التفات عبارت است  از این که گوینده کلامی را  به صورت غایب و حکایت حال  دیگران بگوید و بلافاصله سخن را  متوجه مخاطب می کند و جمله را به صورت خطاب به غیبت منتقل شود.این صنعت در جلب توجه خواننده یا شنونده تاثیر زیادی دارد  همان طور که در این آیه جمله به صورت مخاطب آغاز شده  و از افعال (ابلعی) و یا (اقلعی) استفاده کرده  و در ادامه جمله را به صورت غایب استفاده کرده است واز افعال مجهول(قُضِیَ) و (غُیِضَ) استفاده کرده است.

۳-ترصیع:این واژه  در لغت به معنای نشاندن  جواهر در چیزی مانند تاج یا شمشیر یا عصاست و در اصطلاح بدیهی  به آوردن چند جمله در کنار هم که الفاظ آن قرینه یکدیگر و از لحاظ و حروف روی مطابق هم باشد ترصیع می گویند.

مثل اقلعی و ابلعی یا مثل  غیض و قیل یا ارض و یا سماء

۴-لف و نشر:این صنعت بدین گونه است که دو یا چند لفظ پشت سرهم گفته می شود سپس صفت یا قیدی برای هر کدام از انها  آورده میشود ،که اگر به ترتیب باشد  لف و نشر مُشوش خوانده میشود.

مانند:(یااَرضُ اَبلَعی ماءَکِ و یا سماءُو اَقلِعی )که در اینجا یا ارضُ و یا سماءُ دولفظ است که پشت سر هم آمده است و دو صفت یا قید و عقلی پشت سر آن آمده است .

۵-تسجیع:به کار بردن سجع در عبارت است که به این صورت که آخر دو یا چند جمله از نظر روی یکسان باشد  همان گونه که همسانی آخر شعر ها را قافیه می گویند.این صنعت بیشتر  در صنعت نثر به کار می رود.هرچند در شعر نیز  غیر آخر آن به کار برده می شود و آن هنر مضاعفی است.

در قرآن کریم صنعت تسجیع فراوان به کار رفته است و آخر آیات معمولا دارای سجع است ولی اصطلاحاً به سجع قرآن فاصله گفته می‌شود در حالی که این سخن درست نیست، و بعضی از اشاعره گفته اند که در قرآن سجع نیست و آن را ناپسند می دارند و قرآن در فواصل آیات آشکار و به‌ طرز روشنی سجع رعایت شده است. اگر سجع به صورتی باشد که لفظ تابع معنی باشد این عین بلاغت است و فواصل هم همین حالت را دارد.

و اگر معنی تابع لفظ باشد یعنی جمله همراه با تکلف باشد البته این عیب است و در آیاتی هیچگونه تکلفی وجود ندارد و لفظ تابع معنی است مثل الرَّحمن علَّمَ القرآنَ، خلقَ انسانَ، علَّمَه البیان،که در اینجا عین بلاغت است ودرآیه مورد بحث هم ابلعی و اقلعی هم تسجیع واقع شده اند.

۶-تصدیر: با رد العجز علی الصدر:به آخرین صنعتی که ما در این جا بیان می کنیم یعنی این صنعت به صورتی است  که واژه هایی که درآغاز جمله یا شعر آمده است  عینا یا با تفاوت اندکی  در آخر آن تکرار شود  به گفته ابن رشیق قیروانی  به کار بردن این صنعت باعث عظمت و شکوفایی و رونق و زیبایی کلام می‌شود. مثل آیه ۸ سوره آل عمران (وهب لنا مِن لَدُنک رحمه اِنّک انت الوهاب)وهب و وهاب در این آیه شاهد مثال ما است .

که دراین آیه مورد بحث هم (يَا أَرْضُ ابْلَعِي مَاءَكِ وَيَا سَمَاءُ أَقْلِعِي وَغِيضَ الْمَاءُ وَقُضِيَ الْأَمْرُ)  . هود/ آیه۴۴ نیز تصدیر نامیده می شود که ماءک در ابتدای کلمه آمده است و ماء در آخر آیه هم آمده که نشانه تصدیر است.

بازدیدها: 0

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *