حذف مسند


دفع شبهه قرآنی

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئُونَ وَالنَّصَارَىٰ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ

یکی از اشکالات ادبی به زعم دکتر سها، بر قرآن مجید،این است که الصابئون با آنکه اسم إنّ است ولی مرفوع آمده است.

این اشکال دو جواب در طول هم دارد:

یکی پاسخ از منظر علم نحو، که اصل صحت آیه را ثابت می کند.

یکی (که مهم تر است ) از منظر علم بیان، که بلاغت بالای آیه را ثابت می کند.

اما پاسخ نحوی:

آن است که چنین عطفی در کلام عرب شایع بوده و شعرای فصیح این استعمال را داشته اند مثل:

ومن یك أمسی بالمدینة رحله
فإنّی و قیّارٌ بها لغریب

شاهد در مصرع دوم،که قیار (نام مَرکب)قبل از خبر إنّ (لغریب)عطف شده است.

من و مرکبم در مدینه بسیار غریب هستیم!

و مثال های دیگر که در کتاب مطول و غیره موجود است.

اما پاسخ از منظر بلاغت:

شارح تفتازانی و ایضا خطیب گفته اند:

اینکه گاهی قبل از اتمام جمله یک جمله دیگر بر آن عطف می شود، برای تنبیه در تسویه هر دو مسندالیه در إخبار است!

مثلا در شعر مذکور شاعر خواسته بگوید:

من و مَرکبم مثل هم متأثر از این غربت هستیم، تا مبالغه بر تحسر را زیادتر بفهماند، در حالی که اگر بعد از اتمام جمله، مَرکب(قیار) را عطف می کرد، کلام ظهور در آن داشت که مَرکب نوعی دیگر از تأثر در غربت را دارد زیرا از غیر ذوی العقول است!

زمخشری گفته است:

آیه در مقام بیان این مطلب است که ملاک در بهشتی و مقرب بودن، ایمان و عمل صالح است، حال از هرکسی که باشد!مسلمان، یهودی، نصارا.

حتی صابئون که ستاره پرست بودن و دین آسمانی نداشتند با ادیان اسمانی برابر هستند!در این ملاک مذکور.

البته واضح است اگر جاهل قاصر باشند و الا انما یتقبل من المتقین! زیرا این ایه تنها در مقام بیان ان است که صرف اینکه در ظاهر مسلمان باشی برتری بر غیر نداری بلکه ملاک ایمان قلبی و عمل صالح است.

پس بخاطر تنبیه به مساوی بودن صابئون با سایر ملل مرفوع آمده و قبل از اتمام آیه عطف شده است تا بوسیله این هنجار شکنی در کلام، سامع متنبه شود به نکته مهمه مورد نظر آیه! (البته از نظر نحوی هم مشکلی ندارد زیرا خبر اِنّ تقدیرا مقدم است کما اینکه این امر رایج بین عرب فصیح بوده است)

در ایات دیگر که(الصابئین)آمده،بخاطر تکیه بر این آیه بوده و تفاوت اسلوب ایات باهم،نظیر زیاد دارد؛ مثل:

قوا انفسکم و اهلیکم نارا وقودها الناس و الحجاره

فاتقوا النار التی وقودها الناس پ الحجاره

که در یک آیه نار نکره، و در دیگری معرفه آمده است،که وجه ان بیان شده است.

مطول،ص ۲۸۸

بازدیدها: 2

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *