انواع حذف درزبان عربی

حذف

در زبان عربی انواع مختلفی از حذف وجود دارد که برای هر نوعی اصطلاح مخصوصی بين علما جعل شده است که در اينجا با اين اصطلاحات آشنا می شويم.
(اقتطاع- اکتفاء- تضمين- احتباک- اختزال)

۱- «اقتطاع»: حذف بعضی از أجزای کلمه يا شبه جزءِ يک کلمه، بخاطر غرضی از اغراض. مثل حذف نون «أکُن» در آيه شريفه [لم أکُ بَغِيّاً] و حذف يکی از دو تای اول مضارع معلوم باب تفعُّل يا تفاعل، نظير [تَنَزَّلُ الملائکةُ و الروحُ] و مثل حذف يک يا چند حرف از آخر منادی بخاطر ترخيم، نظير (يا فاطمةُ^^ يا فاطم) و مثل حذف ياء متکلم مجرور به اضافه يا حرف، نظير [فکيف کانَ عذابي و نُذُرِ] أي نذري، و [لکم دينُکم و لِيَ دينِ] أي دينی.
بعضی ها حذف ياء متکلم (شبه جزء) را از قسم پنجم يعنی اختزال قرار داده و اصطلاح اقتطاع را منحصر در حذف بعضی از اجزای کلمه ی واحد ميکنند.
۲- «اکتفاء»: عبارت است از اينکه در جاييکه مقتضای مقام ذکر دو چيز متلازم و مترابط باشد اکتفا به يکی از آن دو شود و ديگری بخاطر يک نکته بلاغی ذکر نشود. مثل آيه شريفه [و جَعَلَ لكم سَرابِيلَ تَقِيكُمُ الحَرَّ] أي تقيکم الحرَّ و البردَ.
۳- «تضمين»: اينکه معنای يک کلمه ای در ضمن معنای کلمه ای ديگر لحاظ شود و نظامِ لفظیِ مابعدِ آن کلمه بر اساس کلمه غير مذکور تنظيم شود، بعنوان مثال مابعدِ آن کلمه حرف جری که متناسب با کلمه ی محذوفِ ملحوظ است ذکر شود. تضمين يکی از فنون ايجازی جذابيست که از لحاظ بلاغت جايگاه ويژه ای داشته و از زوايای گوناگون مورد بحث علمای ادب عربی می باشد. بعنوان مثال وقتی متکلم ميخواهد بگويد: «جَلَسْتُ عَلى فِراشي، و أَمَلْتُ جِسْمِيَ إلى مُتَّكَئِي»، عامل دومی را حذف کرده و معنای آنرا در اولی تضمين ميکند و ميگويد: «جَلَسْتُ إلى مُتَّكَئِي» که از لحاظ ساختار لفظی اختصار حاصل شده در حاليکه همان معنای قبلی مستفاد است. و همينطور در آيه شريفه [قال لَقَد ظَلَمَكَ بسُؤالِ نَعْجَتِكَ إلى نِعاجِه] از آنجايی که «سؤال» متضمن معنای إضافه و انضمام شده با «إلی» متعدی شده است، و الاصل (والله عالم) …بسؤال نعجتک ليَضُمَّها (أو ضامّاً إيّاها) إلی نِعاجه.
بحث تضمين يکی از مباحث بسيار مهم و دقيق و پرکاربردی است که دوستان حتما پيگيری کنند که در اين زمينه کتابهای خوبی نوشته شده است.
۴- «احتباک»: به اين معنا که از قسمت اول يا آخر کلام چيزی که مقابل و مناسب آن در قسمت بعدی ذکر شده حذف شود. به عبارتی در صورت اجتماع الفاظ متقابل و متناسب در جملات متوالی، لفظ يا الفاظی به قرينه مقابله حذف شود. نظير آنچه در آيه شريفه [قد كان لَكُم آيةٌ في فِئَتَيْنِ الْتَقَتا فِئَةٌ تُقَاتِلُ في سبيلِ اللَّهِ و أُخْرَ.

۵-حذف اختزال» از اقسام ایجاز حذف است. «اختزال» در لغت به معنای جدا شدن و قطع کردن است، و در اصطلاح اهل معانی، به حذف یک کلمه یا بیشتر از آن «حذف اختزال» می‌گویند؛ چه آن کلمه اسم باشد یا فعل یا حرف.

مصادیق حذف اختزال درقرآن:


حذف اختزال در قرآن مصادیق فراوان دارد که برای حذف هریک از اسم، فعل و حرف، یک مثال بیان می‌شود:
حذف اسم: (حرمت علیکم امهاتکم)  یعنی «حرمت علیکم نکاح امهاتکم».
حذف فعل: (وقیل للذین اتقوا ماذا انزل ربکم قالوا خیرا)  یعنی «قالوا انزل خیرا».
حذف حرف: (ولا تعزموا عقدة النکاح)  یعنی «علی عقدة النکاح».
مثال حذف بیشتر از یک کلمه: (فانها من تقوی القلوب) یعنی «فان تعظیمها من افعال ذوی تقوی القلوب».

بازدیدها: 6

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *