اسباب منع صرف۲(وصفیت)

«منصرف وغیرمنصرف»

اسباب منع صرف(٢)_وصفیت
یکی از اسباب منع صرف وصفیت است. در صورتی وصفیت موجب غیر منصرف شدن یک اسم می گردد که آن کلمه در اصل وصف باشد یعنی نبايد در یک استعمال خاصی معنای وصفی پیدا کرده باشد. به علاوه وقتی کلمه ای در اصل وصف باشد حالت عارضی و ثانوی آن دیگر لحاظ نمی شود.
به عنوان مثال کلمات «أسمر»(تیره) و«أحمد»(ستوده) و «أرقم»(نوشته) و «أسود»(سیاه) غیر منصرف هستند زیرا در اصل برای معنای وصفی وضع شده اند اگرچه دو کلمه اول بعدا اسم برای افراد انسان و دو کلمه دوم اسم برای دو مار شده اند.
اما کلمه «أربع»(چهار) اگرچه در جمله «مَرَرتُ بِنِسوَةٍ أَربَعٍ»(از زنان چهارگانه ای گذشتم) معنای وصفی می دهد ولی چون در اصل وضع برای وصف وضع نشده بلکه برای عدد وضع شده است غیر منصرف نیست بلکه منصرف است و تنوین جرّ را می پذیرد.

«جمع وصفیت و عدل»
وصفیت گاه با عدل جمع می شود مانند: «ثُلاث» و «مَثلَث» و«رُباع»و «مَربَع» و «عُشارو «مَعشَر»و «أُخَر».
در تمام این کلمات دو عامل «وصفیت» و «عدل» موجب غیر منصرف شدن این اسماء شده اند.

«جمع وصفیت و وزن الفعل»
یکی از عوامل منع صرف که خواهد آمد وزن الفعل است. این عامل با وصفیت جمع می شود مانند: «أحمد» و «أحمَر»و «أزرَق» که دو عامل وصفیت و وزن الفعل موجب غیر منصرف شدن این اسماء گردیده است.

بازدیدها: 9

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *