دونظریه احمدابن فارس درباب لغت شناسی


احمد ابن فارس قزوینی دارای دونظریه است در باب لغت شناسی

۱.هر واژه ای باید به یک یا حداکثر دو اصل برگردد.

۲.تمام لغاتی که معنای آنها امور نامحسوس معنوی است باید به محسوس برگردد.

مثال:

و نفخ فی السور فاذا هم الی الاجداث ینسلون.
ینسلون یعنی رفتن اما چه رفتنی؟

بخواهیم رفتن را به یک محسوس برگردانیم، عرب زمانی که گرگ سمت طعمه می رود نسلان الذئب گوید.

زمانی که تمام توجه گرگ به طعمه است و به اطراف اصلا توجه ندارد.

لذا ینسلون یعنی در قیامت همه تنها به یک طرف توجه دارند و می روند.

اثر اول احمد ابن فارس مقاییس اللغه است.

اثر دوم ایشان مجمل اللغه است که ظاهرا از اعتبار بیشتری برخوردار است زیرا در این کتاب استحسانات زیادی را از مقاییس حذف کردند که سبب متقن تر شدن کتاب شد.

راغب اصفهانی و علامه مصطفوی در التحقیق این روش را استفاده کرده اند.

فراهیدی اولین کسی است که استحسان را وارد لغت کرده که با دو طیف مواجه شده:

۱.برخی که این روش را پذیرفته اند.

۲.برخی لغت را فقط از حیث سماع معتبر می دانند و ورود قیاس و استحسان را در لغت جایز نمی دانند.

استاد ربانی بیرجندی

بازدیدها: 2

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *