تحلیل واژه (یقظة)

یَقَظَة مصدر است به معنیِ بیدار شدن و نيز اسم مصدر است به معنی بیداری.
از فعل “یَقِظَ یَیْقَظُ” بر وزن فَرِحَ یَفْرَحُ.
کلمه یَقَظَة، نقطه مقابل” نَوْمَة” و “وَسْنَة” و “رَقْدَة” قرار دارد.
نَوْمَة:خواب معمولی
وَسْنَة:خواب سبک؛ چرت و پینکی
رَقْدَة:خواب سنگین
یقظه معمولا در بیداری طبیعی به کار می رود یعنی بیداری از خواب طبیعی و فیزیکی.
و گاهی هم در بیداری معنوی کاربرد دارد؛
یعنی بیداری از خواب غفلت و بی خبری.
در تصوّف، یقظه بیداری از خواب غفلت است به واسطه ی تجلی انوار حقیقت در دل سالک.
در خطبه٢٢٣ نهج البلاغه می خوانیم:
“اَما مِنْ دائک بُلُولٌ، اَمْ لیسَ مِنْ نَوْمَتِک یَقَظَة؟!”؛(آیا دردت را درمانی نیست؟
و خوابت را بیداری نیست؟)
در این سخن امام علی علیه السلام چنان که پیداست منظور از یقظه، بیداری معنوی است که همان بیداری از بی خبری و جهل و غفلت باشد.
و صفت مشبهه از یَقَظَة، یَقُظ است و یَقِظ. در نصاب الصّبیان، قطعه چهارم آمده است:
رَحیض:شسته، دَنِس:شوخگن، جرین:خرمن
ذَلول:رام، و وَسِن:خفته، یَقِظ:بیدار
و رجلٌ یَقُظٌ یا رجلٌ یَقِظٌ، یعنی مرد بیدار و هشیار. که در اقلیّت اند و کم شمارند حکیم سنایی چه خوش سروده است:
مرد هشیار در این عهد کم است
ور کسی هست به دین متهم است
اُمرا را ز پیِ ظلم و فساد
دل به زور و زر و خیل و حَشَم است
فُقها را غرض از خواندن فقه
حیله ی بیعِ ربا و سَلَم است
اُدبا را ز پیِ کسب لجاج
اندُهِ نصب لن و جزم لم است
صوفیان را ز پیِ راندن کام
قبله شان شاهد و شمع و شکم است
از یکی درنگری تا به هزار
همه را عشقِ دلار و دِرَم است
(با اجازه شاعر)
همگان سغبه ی صیدند و حرام
کو کسی در پیِ دین در حرم است

و جمع یَقِظ هم اَیْقاظ است، کما فی وصف اصحاب الکهف:
“و تَحْسَبُهُم اَیْقاظاً و هُمْ رُقُود”(کهف/١٨)
و صیغه مبالغه اش در مذکر، یَقْظان است و در مؤنث، یَقْظی، مثل سکران و سکری.
و اَبوالْیَقْظان کنیه ی خروس است‌‌؛ چون مظهر بیداری و بیدارباشی است و مردمان را از خواب غفلت و بی خبری، بیدار کرده، هشیار می سازد.
هنگام سپیده دم خروس سحری
دانی که چرا همی کند نوحه گری
یعنی که نمودند در آیینه ی صبح
کز عمر شبی گذشت و تو بی خبری

بازدیدها: 4

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *